علي بن حسين انصارى شيرازى
426
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
من هر طل كه بر درخت افتد يا سنگ آن را من گويند مانند ترنجبين و شيرخشت و گزانگبين و بيدانگبين و امثال آن و طبيعت آن ماسرجويه گويد گرم بود در اول و معتدل بود در رطوبت و يبوست سينه را نيكو بود و شش را رطوبت آن بزدايد و خشونت آن نرم گرداند و سرفه كه از رطوبت بود زايل كند و حبيش ابن الحس گويد گرم بود در آخر درجهء دويم و خشكى آن نزديك بگرمى بود و نيكوترين آن بود كه لون آن صافى بود و هيچ چوب درخت با وى نبود استرخاى معده را نافع بود و طبيعت را محكم دارد و ماء اصفر را سودمند بود چون بياشامند و ضماد كنند بر شكم و چون سعوط كنند مقدار دنكى دماغ را پاك گرداند و بادهاى غليظ از وى بيرون آيد و مقوى ادويه بود چون خلط كنند در شربت و سعوط وى با ادويهء بزرگ خلط كنند از بسيارى منفعت آن در بدن صاحب مخزن الادويه مىنويسد : من به فتح ميم و نون مشدده لغت عربيست و مجموع شبنمى بود كه بر اشجار و غير آن منعقد گردد منسم در باب حا در حب المنسم صفت آن گفته شد مينختج برود كامورى است و در مركبات گفته شود منجوشه سنبل رومى بود و گفته شد مندغوره يبروج است و گفته شود و برومى مندراغورس خوانند منشور خيرى را به اين اسم خوانند مندلى عود بود و گفته شود منج مرج است و گفته شد منج زراوشان تخم خيرى است و گفته شد موز درختى است مانند نخل و ثمر وى را موز خوانند و در طرف دريا بسيار باشد و به طعم شيرين بود و مانند خشخاش با پوست بود و طبيعت وى ابن ماسويه گويد گرم بود در وسط درجه اول و تر بود در آخر آن غذا اندك و ريش و حلق و سينه و شش